غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

69

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

آورده‌اند كه يكى از اولاد امير المؤمنين حسن عليه السلام روزى نزد امام زين العابدين آمد و آن جناب را به زبان رنجانيد و به معايب منسوب گردانيد . امام عليه السلام در برابر او هيچ نگفت و بعد از مراجعت آن شخص با جمعى كه در خدمتش بودند به در وثاقش رفت و او را طلبيده فرمود كه اى برادر ! آنچه در شأن من گفتى اگر در نفس من موجود است از آن استغفار مىكنم و دست در دامن توبه و انابت مىزنم و اگر موجود نيست خداى تعالى ترا بيامرزاد و از تو عفو كناد . آن عزيز چون اين لطف و مرحمت ديد ميان هر دو چشم مبارك امام را ببوسيد و زبان به ثناى آن جناب گشاد و گفت بل قلت فيك ما ليس فيك و انا احق به . از كلمات حكمت آئين امام زين العابدين است كه : عجبت كل العجب لمن شك فى اللّه و هو يرى الخلق ، و عجبت كل العجب لمن انكر النشأة الاخرى و هو يرى النشأة الاولى و عجبت كل العجب لمن عمل لدار الفناء و ترك العمل لدار البقا . ابو جعفر محمد بن زين العابدين عليه السلام امام پنجم است و به‌واسطهء تبقر يعنى توسع در علم ، « باقر » لقب يافته . از سخنان آن جناب است كه مردم به جهت آن كينه و عداوت ما مىورزند كه اهل بيت رحمتيم و ثمرهء شجرهء نبوت و معدن حكمت و جاى فرشتگان و محل فرود آمدن وحى . از كلمات او است كه : بلاى مردم بر ما عظيم است و از خلايق در بليتيم . اگر ايشان را مىخوانيم اجابت نمىكنند و اگر ترك ايشان مىگوئيم از غير ما راه به جائى نمىبرند . و فرمود كه : ما خازنان علم خداونديم و ما واليان امر حقيم و خدا اسلام را به ما فتح كرده و به ما ختم خواهد نمود . پس از ما بياموزيد كه به آن خداى كه نبات از دانه رويانيد و آدمى را بيافريد كه علم خدا كسى را نيست الا ما را . و از الفاظ گوهربار او است كه : سخن ما دشوار باشد و مردم آن را آسان فهم نكنند و احتمال آن نكنند مگر فرشتهء مقرب يا نبى مرسل يا بنده‌اى كه بارى سبحانه و تعالى دل او را امتحان كرده باشد براى ايمان و اخلاص او را در آن دانسته . از كلمات او است : به خدا سوگند كه ما خازنان خدائيم در آسمان و زمين نه به زر و نقره بل بر علم او خازنانيم كه علم حق ما دانيم .